دسته بندی ها

زنان پیشگام ایرانی (۱)

زنان پیشگام ایرانی (۱)

مجله همشهری دانستنیها: دکتر معظمی در چند سال اخیر تمام وقت روی پروژه ای کار کرده که آینده تکنولوژی های دنیا را تامین خواهدکرد.

ایران، قلب ریز جلبک دنیا

وقتی از خانم دکتر معظمی می پرسیم از این همه سال کار سخت خسته نشده است، دلش نمی خواهد حالا دیگر در خانه بماند و استراحت کند، با ترکیبی از خنده و تلخی می گوید: «من از چهار سالگی به پیش دبستانی رفته ام و در خانه نمانده ام؛ حالا در خانه بمانم که چه بشود؟ پژوهشگران در جهان خانه نشین نیستند.» بنیانگذار پژوهشکده بیوتکنولوژی سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران، حالا چند سالی است که هیچ سمت اجرایی ای ندارد؛ با این حال او در سال های اخیر، یک پروژه بزرگ را راه اندازی کرده است. از سال 89 تا همین پارسال، دکتر معظمی مشغول کار روی یکی از پروژه های ملی ایران بود، پروژه ای که می تواند آینده کشورمان را در زمینه انرژی های نو متحول کند. پروژه ای که با قدیمی ترین موجود زنده کره زمین سر و کار دارد؛ «ریزجلبک».

زنان پیشگام ایرانی (1) 

ریزجلبک ها، جلبک های ذره بینی کوچکی هستند که بنیان زنجیره غذایی را تشکیل می دهند، ریزجلبک ها در لایه سطحی همه آب ها وجود دارند، ولی نیازمند شرایط خاصی برای رشد و تکثیر هستند. همان طور که از نام این موجودات پیداست، ریزجلبک ها فتوسنتتیک هستند، یعنی نور خورشید را جذب می کنند و با انرژی آن، کربن دی اکسید و آب را ترکیب و قند درست می کنند که ماده ای حاوی انرژی شیمیایی قابل استفاده برای جانداران دیگر است؛ به جذب کربن دی اکسید و تبدیل آن به قند، می گوییم تثبیت کربن دی اکسید. بنابراین در زمینه های لم یزرعی که به درد کشاورزی نمی خورند، مانند بخش عمده ای از جنوب کشور ما، می توان ریزجلبک پرورش داد.

ریزجلبک ها مهم ترین ثبیت کننده های کربن دی اکسید در زمین هستند؛ همه این ها باعث شده اند تا دکتر معظمی و همکارانش با جدیت در زمینه کشت ریزجلبک ها فعالیت کنند. «ایران هشتمین تولیدکننده گازهای گلخانه ای است. ایران قرارداد پاریس را امضا کرده و موظف است که انتشار کربن دی اکسید را کاهش دهد وگرنه باید بابتش مالیات بپردازد. با پرورش ریزجلبک، ایران می تواند رسما ادعا کند که پروتکل کیوتو را اجرایی کرده است و با تغییرات مخرب اقلیمی مقابله می کند.»

منبع بی پایان ریزجلبک

«ناسا» براساس اندازه گیری کلروفیل ریزجلبک ها با استفاده از ماهواره، تراکم ریزجلبک ها را در سطح همه آب های کره زمین مشخص کرده است؛ طبق این  تحقیقات، بالاترین تراکم ریزجلبک را ساحل ایرانی خلیج فارس و دریای عمان دارد. یعنی ایران قلب این فناوری است. بسیاری از کشورهای جهان در مجاورت اقیانوس ها و دریا هستند، ولی این شرایط تنها در بخش کوچکی از کالیفرنیا، بخشی از استرالیا، بخش کوچکی از آفریقای جنوبی و جزایر دریای کاراییب وجود دارند. «به عنوان مثال، ساحل دو اقیانوس اطراف آمریکا، شرایط رشد و تراکم بالای ریزجلبک ها را ندارد ولی در جنوب ایران شرایط آب و هوایی ثابتی وجود دارد و در 1800 کیلومتر از ساحل بوشهر تا چابهار می توان ریزجلبک را کشت و پرورش داد. می دانید با این کار چه فرصتی برای اشتغال ایجاد می شود؟ به ازای هر هکتار کشت، پنج نفر نیرو نیاز است.

در هزار هکتار، پنج هزار نفر از همه شاخه ها- متخصص و کارشناس و افراد بومی- به کار گرفته می شوند. آینده اقتصاد و توسعه فناوری دنیا در دریاست، چون 70 درصد کره زمین آب است. خاک دیگر ظرفیت استفاده بیشتر را ندارد. این فناوری، آینده بسیاری از صنایع و سوخت مایع دنیاست». سال 89 «شورای عالی علوم تحقیقات و فناوری» (عتف)، طرح ملی «تولید فرآورده های ریزجلبک» را تصویب کرد؛ طرحی در سطح ایران که باید به صنعت تبدیل می شد. دکتر معظمی برای به سرانجام رساندن این پروژه از همه سمت ها کناره گیری و به شکل جدی روی این پروژه کار کرد؛

زنان پیشگام ایرانی (1) 

«من از وقتی مرکز پژوهش های بیوتکنولوژی خلیج فارس را در قشم ساختم، شروع به کار روی ریزجلبک ها کرده بودم و مصوبه شورای عالی عتف درواقع در ادامه کارهایی بود که از 15 سال قبل شروع کرده بودم.» در حال حاضر بزرگ ترین و آماده ترین بازار برای سوخت مایعی که از ریز جلبک ها به دست می آید، بازار سوخت هواپیماست. اتحادیه اروپا سال 2012 (1391) قانونی را اجرایی کرد که تمام هواپیماهایی که روی خاک اروپا پرواز می کنند، به ازای هر تن کربن دی اکسید که رها می کنند باید 20 یورو مالیات بدهند. «الان ایران ایر هم این پول را می پردازد. بازار سالانه این سوخت در اروپا چهار میلیارد یورو است.»

من یک پژوهشگرم

«تا سال 1393 روی بخشی از صنعت تولید ریزجلبک که مربوط به تولید سوخت هواپیما و داروهای جلوگیری کننده از بیماری های دوران کهولت است، کارکردیم. سال 93 سازمان پژوهش های صنعتی، دانش فنی این پروژه را که یک پکیج برای تولید هزار هکتار ریزجلبک است، به یک شرکت خصوصی واگذار کرد. بخش دوم این پروژه، کار روی ریزجلبک هایی است که در حوزه آبزی پروری استفاده می شوند و شورای عالی علوم تحقیقات و فناوری برای سرمایه گذاری اش برنامه ریزی می کنند. تا اردیبهشت 96 من موظف بودم تیم آن شرکت خصوصی را آموزش بدهم و به همین خاطر، مرتب به قشم می رفتم. الان اما روی ادامه پروژه که تولید دارو و واکسن های نوترکیب در ریزجلبک است، کار می کنم. این هم باید یک صنعت بشود.»

دکتر معظمی بیشتر از آن که خودش را یک مدیر بداند، یک پژوهشگر می داند که از پیشرفت پروژه هایش خوشحال است. «پژوهشگر هیچ کجای دنیا نه پول دارد و نه قدرت اجرایی. من هم هیچ سهمی در هیچ کدام از پروژه هایی که انجام دادم، ندارم؛ من تنها این پروژه ها را ثبت کرده ام یا نهایتا در سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانی از پروژه دفاع کرده ام. ولی وقتی این پروژه ها موفق می شوند، خوشحال می شوم.» دکتر معظمی سال 58 صلاحیت تاسیس آزمایشگاه تشخیص طبی را دریافت کرد، اما هیچ وقت دنبال این کار نرفت؛ چون او آدم کار روزمره نیست. او نمی تواند پشت میر بنشیند.

«کار اجرایی را هم خیلی دوست ندارم. اگر مقامی هم به عنوان رییس پژوهشکده یا رییس پژوهشگاه گرفتم، برای این بود که برنامه ریزی پژوهشی می کردم. من در کارخانه های داروسازی هم کار کردم. تا وقتی تزم خوانده بشود و اجازه دفاع بگیرم، یک دوره پست دکترای تشخیص سیتولوژی بیماری ها با میکروسکوپ الکترونی را گذراندم. در نتیجه با تجارب کسب شده، به عنوان یک آدم تکنوکرات به ایران برگشتم. یعنی درس می دادم، ولی تئوری را خیلی دوست نداشتم. همان قدر که برای زیست شناسی کنجکاو بودم، کار پژوهشی را دوست داشتم.» دکتر معظمی بعد از بازگشت به ایران، جزء پرسنل دانشگاه علوم پزشکی به ایران جزء پرسنل دانشگاه علوم پزشکی بود و هشت سال هم تدریس کرد، اما پروژه سازمان ملل او را مجبور کرد در سازمان پژوهش ها بماند؛ موضوعی که از آن بسیار خوشحال است.

زنان پیشگام ایرانی (1) 

اعطای جایزه زنان کارآفرین اتحادیه اروپا به پروفسور نسرین معظمی

 

همه افتخارات دکتر معظمی

پروژه مالاریا که به سرانجام رسید، «یونسکو» نسرین معظمی را کاندید دریافتنشان نخل آکادمیک فرانسه- که معتبرترین نشان علمی کشور فرانسه است- کرد. سال 75 که کوفی عنان، رییس وقت سازمان ملل برای اجلاس سران به ایران آمده بود، از این پروژه به عنوان یکی از موفق ترین پروژه های سازمان ملل یاد کرد. به جز این جایزه، دکتر معظمی تا امروز جوایز علمی زیادی را از آن خود کرده است. این پژوهشگر ایرانی نشان پژوهش دولت جمهوری اسلامی ایران در سال 76 دریافت کرد. در کنگره جهانی مدیران باکیفیت که سال 87 برگزار شد، برگزیده شد و جایزه علامه طباطبایی را هم به عنوان پژوهشگر برگزیده دریافت کرده است. دکتر معظمی در حال حاضر عضو برد جهانی علوم یونسکو است.

یک خاطره؛ از نسرین معظمی هم متشکریم!

«سال 71 آقای هاشمی رفسنجانی برای تعطیلات نوروز به قشم آمده بودند. هر جا رفته بودند، مردم تشکر کرده بودند که جاده داریم و برق داریم و از نسرین معظمی هم ممنونیم. همین باعث شد یک دیدار حضوری بین من و آیت الله هاشمی رفسنجانی شکل بگیرد. من را خواستند و من برایشان توضیح دادم که در قشم چه کار کرده ام. بعد گفتم الان آن پایلوتی که ما در آن کار کردیم، می تواند به یک کارخانه تبدیل شود. ایشان گفتند این پروژه را که اولین کارخانه بیوتکنولوژی لیران است، در قشم بسازیم، و ما این جا هدفمان توسعه صنعت است. ایشان دستور دادند گزارشی را در زمینه صنایع بیوتکنولوژی برایشان تهیه کنم. دو ماه در زمینه بیوتکنولوژی دریا کار کردم و یک گزارش به ایشان دادم. 200 میلیون تومان برای منطقه آزاد قشم ارسال شد و دستور دادند تا مرکزی را که من طراحی کرده بودم، بسازند.

«مرکز پژوهش های بیوتکنولوژی خلیج فارس» ساخته شد و 12 سال واقعا مثل یک چراغ آن جا درخشید و کنفرانس ها و ورکشاپ های متعدد بین المللی ای در آن برگزار شد. خیلی از بچه های قشمی آن جا تربیت شدند و بیوتکنولوژی دریا را شناختند. من تا سال 86 آن جا بودم. آن موقع من رییس پژوهشگاه فناوری های نوین سازمان پژوهش های صنعتی بودم. آن سال نامه ای از طرف دفتر مقام معظم رهبری به من رسید که را پارک های صنعتی ایران ناموفق بوده اند. من یک گزارش جامع نوشتم. گزارش دادم که پارک های علم و فناوری جهان از سال 2004 (1383) «تخصص» و «های تک» هستند. پارکی که در آن تنها دفتر به شرکت ها بدهند، مال 40 سال پیش است.

ایشان دستور دادند که پارکی براساس آنچه معرفی شده بود و با توجه به این که مرکز پژوهش های بیوتکنولوژی خلیج فارس در قشم است، همان جا ساخته بشود. شش ماه با تهیه برنامه اجرایی و توجیه اقتصادی در جلسات کارشناسی شرکت و از طرح دفاع کردم تا مجوز این پارک صادر شد. دولت هم 19 میلیارد تومان بودجه تخصیص داد تا آن پارک ساخت بشود. الان پارک وجود دارد اما نه با آن برنامه ای که من طراحی کرده بود و می توانست در سطح بین المللی فعال باشد. پارکی است در حد بقیه پارک ها، سال هاست دیگر آن جا نرفته ام. ضمن این که اصولا پارک زمینه کاری من نیست؛ طراحی و برنامه ریزی پژوهشی تخصص من است. من یک پژوهشگرم.»

زنان پیشگام ایرانی (1)

یک اتفاق، هیجان یک حرکت نو

در اواخر دهه 50، رشته ای به نام بیوتکنولوژی در دنیا وجود نداشت؛ بلکه شاخه ای از فناوری بود که داشت در دنیا شکل می گرفت. نسرین معظمی جزء اولین نسل فارغ التحصیلان این رشته بود. «حدود سال 60 بود که بیوتکنولوژی در دنیای مطرح شد. برای همین من در سال 64 اولین کنگره ملی فناوری زیستی را در ایران برگزار کردم تا این رشته را در سطح کشور مطرح کنم.» زمان جنگ بود و رسانه ای نبود که به نسرین معظمی برای معرفی این کنگره کمک کند. خودش بود و ایده هایی که برای این همایش داشت؛ «آن روزها از تلویزیون نمی توانستیم زیاد کمک بگیریم. اما آقای دعایی- سردبیر روزنامه اطلاعات- کار بسیار اساسی ای را عهده دار شدند.

من رفتم پیش ایشان و گفتم می توانم خواهش کنم  دست کم یک صفحه از روزنامه اطلاعات را به این کنگره اختصاص بدهید؟ چون همه دانشگاه ها بسته بودند و برگزاری این کنگره می توانست روحیه بخش باشد. به دستور ایشان روزنامه اطلاعات هر پنج روز کنفرانس را پوشش داد. درواقع این روزنامه نقش ملی معرفی بیوتکنولوژی در آن ابعاد در کل کشور معرفی شد.»

قبل از برگزاری کنگره، خانم دکتر معظمی به ناشرهای بین المللی ای مانند«ان وایلی» و «پنگوئن» نامه نوشت و از آن ها خواست برایش کتاب بفرستند تا بتواند هرچه بیشتر این رشته را معرفی کند. «آن ها 30 جلد کتاب برای من کادو فرستادند که اولین کتاب های بیوتکنولوژی در ایران بود و کسانی که در آن کنگره شرکت کردند، توانستند این کتاب ها را ببینند.»

دکتر معظمی بعد از پایان جنگ، در سال 71 اولین کنگره منطقه ای بیوتکنولوژی را در سازمان پژوهش های صنعتی برگزار کرد؛ کنگره ای که برگزاری آن، مشارکت کل ایران از جمله وزارت علوم، وزارت بهداشت، وزارت نفت، وزارت کشاورزی و وزارت امور خارجه را به همراه داشت؛ «600 نفر شرکت کننده داشتیم که 100 نفرشان خارجی بودند. آدم های بسیار شاخصی کمیته علمی این کنگره را تشکیل دادند. از ایران پروفسور حسابی و آقای دکتر عبدالله شیبانی و از خارج از ایران هم پروفسور آکرمن- رییس کمیته بین المللی ویروس شناسی و متخصص بیماری های عفونی- پروفسور دیمن از استرالیا، پروفسور ایوا از ژاپن و پروفسور فلیجی- رییس مرکز بین المللی بیوتکنولوژی- اعضای هیئت علمی کنگره بودند. آن همبستگی یک استثنا بود. جنگ تمام شده بود و هیجانی وجود داشت که حرکت نویی صورت بگیرد.»

 

چهار زنی که در عرصه نجوم، پرواز و هوافضا در ایران پیشرو بودند

آسمان جای من است

 زنان پیشگام ایرانی


آلنوش طریان: مادر نجوم ایران


رویای یک کار متفاوت


«آن وقت ها همه می گفتند ریاضیات به چه درد دخترها می خورد؟ من می خواستم ثابت کنم دختر و پسر فرقی ندارند. به پدرم گفتم: پدرجان! من می خواهم کاری بکنم که از عهده هر کسی بر نمی آید» همین نگاه و همین انگیزه، سال ها بعد آلنوش کوچک را به یک فیزیکدان بزرگ تبدیل کرد. «آلنوش طریان»، آبان ماه سال 1299 در تهران به دنیا امد. آلنوش بعد از گذراندن دوران مدرسه، برای تحصیلات دانشگاهی، وارد دانشکده فیزیک دانشگاه تهران شد و لیسانس فیزیکش را در سال 1326 از دانشگاه تهران دریافت کرد

«معلم فیزیک من آن قدر خوب بود که من واقعا مجذوب فیزیک شدم. خانواده ام خیلی علاقه نداشتند که من در علوم تحصیل کنم. اما پدر و مادرم اخلاق خیلی روشنی داشتند و به بچه تحمیل نمی کردند که حتما این را بخوان یا آن را نخوان. خیلی علاقه داشتند که من رشته ادبی بخوانم. من گفتم دلم می خواهد فیزیک بخوانم. گفتند خیلی خب، هرچه دلت می خواهد بخوان. فیزیک خیلی جالب است. کسی که تویش می افتد عاشقش می شود.»

آلنوش بعد از پایان تحصیل، به عنوان کارمند آزمایشگاه فیزیک دانشکده علوم دانشگاه تهران استخدام شد و یک سال بعد متصدی عملیات آزمایشگاهی در دانشکده علوم شد. شش سال بعد، به خرج خودش برای ادامه تحصیل در رشته فیزیک اتمسفر به پاریس رفت و سال 1335 مدرک دکترایش را از «دانشگاه سوربن» دریافت کرد. «در دوران تحصیل همیشه نمرات بالایی داشتم. زمانی که لیسانس گرفتم از استادم برای گرفتن بورس کمک خواستم، اما او به دلیل این که من زن بودم با بورس من موافقت نکرد و به من گفت تا الان هم زیادی درس خواندم. پدرم گفت من می توانم هزینه تحصیل تو را در فرانسه تقبل کنم و بورس را برای افرادی بگذارد که واقعا احتیاج دارند.»

زنان پیشگام ایرانی 

آلنوش طریان در آن روزها برای مدت کوتاهی هم با «ایرن کوری»، دختر «ماری کوری» در آزمایشگاه همکاری می کرد. او در همان زمان پیشنهاد تدریس در دانشگاه سوربن را رد کرد، به ایران برگشت و به عنوان دانشیار فیزیک رشته ترمودینامیک در گروه فیزیک دانشکده علوم دانشگاه تهران استخدام شد. «من علاقه داشتم به کشورم ایران خدمت کنم وگرنه در همان فرانسه در حالی که هنوز فارغ التحصیل نشده بودم، از من دعوت به کار کردند و در جواب استاد فرانسوی ام که می خواست من را استخدام کند، گفتم که من باید برگردم به کشورم و تنها برای خدمت بهتر به کشورم برای تحصیل به فرانسه آمدم. بعد از برگشتن به ایران، خیلی ها به من می گفتند که حمایت کردی، اما من چون وظیفه خودم می دانستم که برگردم، برگشتم و از برگشتنم به ایران پشیمان نیستم، زیرا توانستم دانشجویان خوبی تحویل جامعه بدهم و این مسئله باعث دلخوشی من است.»

آلنوش طریان بعد از بازگشت به ایران از طرف دانشگاه تهران دعوت به همکاری شد. او روزهای اول، در سمت دانشیار فیزیک، واحد ترمودینامیک را تدریس می کرد، اما بعدها واحد فیزیک ستارگان را تدریس کرد. «پیش از آن که من فیزیک ستارگان را در دانشگاه تدریس کنم این درس وارد دانشگاه های ایران نشده بود و تنها علم نجوم تدریس می شد؛ آن هم نه در رشته فیزیک بلکه ریاضی. زمانی که از من برای تدریس در دانشگاه دعوت کردند، در ابتدا ترمودینامیک تدریس می کردم، اما پس از مدتی قرار شد برای اولین بار در ایران و به صورت مستقل درس فیزیک ستاره ها را برای دانشجویان رشته فیزیک تدریس کنم.»

زنان پیشگام ایرانی 


بعد از آن موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران پایه گذاری شد، آلنوش طریان به آن جا رفت. «وقتی به ایران برگشتم و در دانشگاه مشغول به کار شدم، درخواست کردم که رصدخانه خورشیدی راه اندازی شود تا دانشجویان بتوانند مطالعات و تحقیقات خود را در این رصدخانه انجام دهند. رصدخانه خورشیدی با نظارت من افتتاح شد.» این فیزیکدان ایرانی سال 1338 از طرف دانشگاه تهران برای دریافت بورسیه دولتی آلمان غربی برای مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد. او پنج ماه را در این کشور گذراند و بعد به ایران بازگشت. او آبان سال 1345 به عنوان عضو کمیته ژئوفیزیک دانشگاه تهران انتخاب شد و در همان سال توانست نقش عمده ای را در بنیانگذاری اولین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کند.

او در سال 1348 رسما به ریاست گروه تحقیقات فیزیک خورشیدی موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فیزیک خورشیدی فعالیتش را شروع کرد. خانم دکتر طریان که در سال 1343 به مقام استادی در دانشگاه تهران رسیده بود، بعد از 30 سال تدریس، به درخواست خودش بازنشسته شد. دروس «اخترفیزیک ستارگان» با تلاش این زن ایرانی در دانشگاه های ایران پایه گذاری شد و به همین خار به او لقب «بانوی اخترفیزیک» و «مادر ستاره شناسی نوین ایران» را دادند. «من دانشجوها را خیلی دوست داشتم و بالطبع دانشجوها هم من را خیلی دوست داشتند و این مسئله باعث شده بود تا کوچکترین ناراحتی ای در دوران تدریسم احساس نکنم و با دانشجویانم مثل دوست رفتار می کردم و اصلا خودم را نمی گرفتم.

معلم باید مهربان باشد زیرا مهربانی را باید به دانشجوها و دانش آموزان یاد دهد چرا که این جوانان آینده کشور هستند. اگر اساتید بداخلاق باشند، نمی توانند درس اخلاق بدهند.» آلنوش طریان تا پایان عمر ازدواج نکرد و خانه اش در جلفای اصفهان را وقف دانشجویانی که محل اسکان مناسبی ندارند، کرد و خودش در اواخر عمر در آسایشگاه سالمندان زندگی کرد. این فیزیکدان بزرگ، اسفندماه 1389 از دنیا رفت.


انوشه انصاری: اولین زن ایرانی ای که به فضا سفر کرد


پیشگام فضا

زنان پیشگام ایرانی 


«انوشه انصاری» (رییسیان) در 23 شهریور سال 1385 یعنی درست 11 روز بعد از تولد چهل سالگی اش، به عنوان اولین ایرانی، اولین زن گردشگر فضایی و چهارمین نفری که هزینه سفر فضایی خود را پرداخت کرده، به فضا سفر کرد. انوشه انصاری در مشهد به دنیا آمد او که سال 1363 همراه خانواده اش به آمریکا مهاجرت کرده است، مدرک کارشناسی اش را در رشته مهندسی برق و علوم رایانه (EECS) از «دانشگاه جورج میسون» و مدرک کارشناسی ارشد را در رشته مهندسی برق از «دانشگاه جورج واشنگتن» گرفته است. او بنیانگذار و مدیرعامل شرکت فناوری ارتباط از راه دور (TTI) و مدیر و موسس شرکت Prodea Systems است. انوشه از همان روزهایی که یک دختربچه بود، رویای رفتن به فضا را در سر داشت.

 

او برای رسیدن به رویایی که داشت تلاش کرد و در 23 شهریور 1385 در یکی از پروازهای فضاپیمای سایوز به فضا سفر کرد. فضاپیمای سایوز به همراه انوشه انصاری، فرمانده روسی «میخاییل تیورین» و «مایکل لوپز الگریا» فضانورد ناسا از پایگاه فضایی بایکونور در قزاقستان به فضا پرتاب شد. دو روز بعد از قرار گرفتن در مدار زمین، فضاپیمای سایوز در 20 سپتامبر 2006 (1385) با موفقیت به ایستگاه بین المللی فضایی ملحق شد و اقامت هشت روزه انوشه انصاری در ایستگاه فضایی آغاز شد تا بزرگ ترین رویای زندگی اش تحقق پیدا کند. انوشه در طول این سفر مرتب وبلاگ خود را به روز می کرد و در مورد مناظر و بوی ایستگاه فضایی، پیچیدگی های فعالیت های روزمره مثل خوردن و شست و شو در جاذبه صفر برای بازدیدکنندگان وبلاگش مطلب نوشت؛

نوشته هایی که در آن روزها توجه افراد زیادی را جلب کردند. انوشه انصاری پس از بازگشت از فضا، فوق لیسانس دوم خود را از «دانشگاه سویین بورن» در رشته ستاره شناسی گرفت. او بعد از این سفر فعالیت های خود را در زمینه کارآفرینی و البته در زمینه مورد علاقه اش، فضا ادامه داد و عناوین زیادی کسب کرد. او در سال 2000 (1379) از طرف مجله زن شاغل آمریکا به عنوان کارآفرین برتر انتخاب شد، در سال 2001 (1380) در فهرست تاجران موفق مجله فورچون آمریکا قرار گرفت، در سال 2009 (1388) اولین جایزه نوآوری سیمونز را دریافت کرد. او در سال 2012 (1391) دکترای افتخاری علوم را از دانشگاه جورج میسون گرفت و در سال 2015 (1393) هم به پاس خدماتش به جامعه فضایی، جایزه ملی پیشگامان فضای ایالات متحده را دریافت کرد.


عفت تجارت چی: اولین زن خلبان ایرانی


بالا، بالا، بالاتر


اولین زن خلبان ایرانی در سال 1296 خورشیدی به دنیا آمد. عفت تجارت چی که بعد از گرفتن دیپلم در حوزه ای کاملا متفاوت فعالیت می کرد، پنجم مهر 1318 و بعد از تاسیس باشگاه هواپیمایی، برای آموزش خلبانی وارد این باشگاه شد. «سال 1313 بود که از دبیرستان آزرم دیپلم گرفتم و مدتی در بانک ملی و بعد در کتابخانه دانشکده پزشکی به عنوان مترجم زبان فرانسه مشغول کار شدم، اما از همان کودکی، شوق پرواز آرام و قرارم را گرفته بود و بزرگ ترین آرزویی که در دل داشتم، این بود که روزی خلبان شوم. به خاطر دارم زمانی که محصل دبستان بودم، روزی برای تماشای فیلم به یکی از سینماهای تهران رفتم. در این فیلم خلبان هواپیما هنگام پرواز در دریا سقوط کرد.

 زنان پیشگام ایرانی

سپس عده ای به کمکش شتافتند و با زحمت بسیار او را از درون کابین هواپیما و آب بیرون کشیدند، اما وقتی خلبان کلاه مخصوص خود را از سر برداشت متوجه شدند که او یک زن است. یک زن خلبان!» دیدن این فیلم باعث شد عفت جوان باور کند که او هم می تواند دنبال علاقه اش برود. «به ساختمان باشگاه در خیابان سعدی رفتم اما عضو آن نشدم. وقتی به خانه آمدم و جریان را به پدرم گفتم او با حیرت گفت: چرا برای خلبانی نام نویسی نکردی؟ در جواب گفتم: چون هنوز هیچ زنی داوطلب این کار نشده است. پدرم در پاسخ گفت: چه اشکالی دارد که تو اولین زن خلبان ایرانی باشی! برو هرچه زودتر در باشگاه خلبانی ثبت نام کن و من هم پذیرفتم.

فردای همان روز به باشگاه خلبانی رفتم و به عنوان اولین زن داوطلب نام نویسی کردم. در آن زمان 22 یا 23 سال بیشتر نداشتم. وقتی مسئولان باشگاه مرا داوطلب خلبانی دیدند سخت متعجب شدند و تحسینم کردند. جراید وقت هم عمل مرا ستودند و خبر آن را با لحنی غرورآمیز درج کردند. همین موضوع باعث شد خانم ها اینا اوشید، قدسیه فرخزاد، فخرالتاج منفردی، عذرا رحیمی، درخشنده ملکوتی و صفیه پرتوی نیز در باشگاه خلبانی نام نویسی کنند. وقتی به شمار داوطلبان این فن افزوده شد مسئولان باشگاه ما را به فرودگاه «دوشان تپه» دعوت کردند.

در آن جا پس از مراسم پذیرایی به هر یک از ما لباسی دادند که شامل یک کلاه مخصوص، روپوش خلبانی، گوشی تماس با مربی، کمربند پرواز و چتر نجات بود. در ابتدای کار مربی طرز استفاده از این وسایل را به ما آموخت- ناگفته نماند چون این لباس تا آن زمان فقط برای آقایان تهیه می شد، به تن خانم ها بسیار گشاد و بدقواره بود- به هر حال بعد از دو سه جلسه، لباس هایی به اندازه خود دوختیم و پوشیدیم.»
اولین پرواز مستقل خانم تجارت چی در 27 آبان ماه 1319 انجام شد؛ پروازی ک جزییات آن را خوب به خاطر سپرد؛ «علت این که تاریخ نخستین پرواز مستقل خود را به یاد دارم این است که همان روز من بهترین لحظه های زندگی ام را سپری می کردم و پشت دیوان حافظ خود به یادگار نوشتم: «پرشکوه ترین روز برای یک خلبان، روزی است که اولین پرواز آزادش را انجام دهد.»


پدرم مردی روشنفکر بود و در مورد پیشرفت های زندگی من نه تنها کارشکنی و بهانه جویی نمی کرد بلکه راهنمای مورد اعتمادم بود. در عوض مادرم از این که به فراگیری فن خلبانی پرداخته بودم، سخت در وحشت بود. حتی پدرم به من گوشزد کرده بود درباره نخستین روزی که پرواز مستقل دارم، چیزی نگویم. البته در شروع کارم با مشکلاتی نیز رو به رو شدم مثلا بعضی افراد ناشناس به پدرم تلفن می زدند و به دروغ می گفتند هواپیمای دخترت سقوط کرده است. در پاسخ به این محرک ها گاهی عصبانی می شدم و به پدرم می گفتم؛ چرا مرا وادار به این کار کردی و مشوقم شدی تا خلبان شوم، ولی او معتقد بود در ابتدای هر کاری مشکلاتی وجود دارد و باید با صبر و تلاش با آن ها مقابله کرد.» عفت تجارت چی به ادبیات هم علاقه داشت. او در دهه 30 خورشیدی «دیوان برگ های پراکنده» را به چاپ رساند. او 19 فروردین 1378، در سن هشتاد و دو سالگی از دنیا رفت.


شهلا ده بزرگی: اولین خلبان زن بعد از انقلاب اسلامی

شغلی در آسمان

آرزوهای «شهلا ده بزرگی»، از آن دست آرزوهایی بود که شاید برای بسیاری از ما تنها در رویا و خواب صدق پیدا می کند، «داشتن شغلی ماورای دیگران»؛ آن هم در آسمان. خود او می گوید: «آن اندازه عاشق آسمان بودم که برایم فرق نمی کرد، خلبان باشم یا چترباز؛ مهم این بود که در آسمان باشم.» خلبان ده بزرگی در سال 1336 در شیراز متولد شد و از همان ابتدا، عاشق پرواز و آسمان شد. ورود به دانشکده خلبانی، نیازمند هوش، استعداد، سلامت و پشت سرگذاشتن آزمون های دشواری بود که هر کسی نمی توانست پیروز میدانش باشد. با این همه آسمان با ده بزرگی همراه شد. سال سوم دبیرستان رشته علوم تجربی بود که متوجه فراخوان آموزش باشگاه خلبانی شد. رفتن و ثبت نام برای او اصلا به فکرکردن نیازی نداشت.

زنان پیشگام ایرانی 

خیلی زود در جرگه کارآموزان قرار گرفت و برای شروع، یادگیری مدلسازی را آغاز کرد. با پایان این دوره ابتدایی او وارد بخش مباحث تئوری و علمی پرواز شد. از این جا به بعد، آموزش سخت تر و تعداد همراهان او کمتر می شد. «هر چه جلوتر می رفتیم، کار سخت تر می شد، بعضی ها رد می شدند، اما برخی خودشان می رفتند.» پله پله بالا رفتن تا به قله رسیدن، تنها نفس نمی خواهد، عشق هم می خواهد. بالاخره پرواز، رویای کودکی، آرزوی نوجوانی او به واقعیت بدل شد و او اولین پرواز خود را با استاد انجام داد. ده بزرگی در سال 1355 و دو سال قبل از آن که دیپلم دبیرستان را بگیرد، مدرک پرواز «سلو»ی خود را دریافت می کند و یک سال بعد هم موفق به دریافت گواهینامه خلبانی بازرگانی cpl شد و عنوان نخستین زن خلبان پس از انقلاب را به دست آورد.


برای بسیاری باورکردنی نبود که یک زن ایرانی بتواند پرواز کند و این کار شغل حرفه ای او باشد. ده بزرگی پس از پایان آموزش، پذیرفت تا در باشگاه خلبانی بماند و به عنوان مربی پرواز خدمت کند. آموزش پرواز با هواپیماهای بونانزا، سسنا، پایپر، توباگو و تی بی 21 و هواپیماهای دو موتوره شرایک، کماندر، آیلندر و... به دانشجویان خلبانی به او واگذار شد. روند آموزش و تدریس ادامه داشت تا این که جنگ تحمیلی آغاز شد. با شروع جنگ، خلبان ده بزرگی مانند هم پروازان مرد، مامور انجام عملیات در منطقه جنگی شد. شاید امروز هم تعداد زیادی اطلاع نداشته باشند که فرماندهی یکی از جت های جنگی فالکون و وظیفه مقابله با دشمن، در آن روزها با یکی از زنان ایرانی بوده است؛ زنی که بدون ترس و واهمه، برای حفظ خاک وطن می جنگید. «من پا به پای مردان پرواز می کردم و ساعت پرواز جنگی ام با بقیه برابر بود.»


خلبان ده بزرگی پس از جنگ، به کار در سازمان هواپیمای کشوری ادامه داد و مسئولیت پرواز و بازرسی تمامی دستگاه های ناوبری فرودگاه های کل کشور را برعهده گرفت. او که سابقه آموزش خلبانی به دانشجویان در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کمیته انقلاب اسلامی، نیروی دریایی، جهاد سازندگی و شرکت های هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران و خدمات هواپیمایی آسمان و دیگر ارگان های مملکتی را در کارنامه خود دارد، در تیرماه سال 85 به مناسبت هفته زن، به عنوان یکی از زنان برتر ایران مورد تقدیر رییس جمهور وقت قرار گرفت. ورود خلبان ده بزرگی در جرگه خلبانان و مدافعین وطن، سدی بزرگ را برای زنان ایران پس از انقلاب اسلامی شکست.

ادامه دارد...


برچسب ها : پیشگام ایرانی

زنان پیشگام ایرانی (۱)

گزارش تخلف

با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه این سایت مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق نشانی ایمیل زیر اطلاع دهید.

mr.nashenas3@gmail.com

خبرهای تازه